تبليغاتX
حاج آقا یا حق
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

افتتاح سایت یاحق


www.yahaq.org


نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
یک دی وی دی کمک یار گرافیست

شامل 28 مجموعه از سي دي هاي شركت Aridi بصورت EPS
تصوير:http://i2.tinypic.com/6sik6xl.jpg

 و بيش از 150 فايل براش = بيش از 3000 براش فتوشاپ

چند شيپ و اكشن زيبا چند فايل PSD زيبا

چند استايل و گرادينت جالب و زيبا و طرح ويستا

و چند پلاگين كاربردي براي فتوشاپ 

+ طرح هاي اسلامي تذهيب و اسليمي و طرح كاشي و مناره به نام Pepin.Press.Turkish.Pattern.TIFF
مجموعه از 200 قاب زيبا براي عكس هاي زيباي شما با كيفيت بالا

+بيش از 400 فايل وكتور (برداري) از مجموعه هاي iStockphoto
تصوير:http://i25.tinypic.com/wlu143.jpg
+ بيش از 7000 فايل هاي وكتور پراكنده (مجموعه از پروانه ها/ كره زمين/قاب ها/چيني/بك گراند/تذهيبي و ...)

با قیمت مناسب....

به اینجا مراجعه کنید


موضوع:اخبار
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385
لينك دوني سايت حاج آقا
باسلام

 

از اين پس مي توانيد لينك دوني سايت حاج آقا را در وبلاگ خود ببينيد



موضوع:
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385
وبلاگ نویسی وزندگی
به نام خدا

با سلام

مدتی هست که دیگه نمی نویسم

دلم خیلی تنگ شده

آخه اینجا یه جوره دیگه ای توی وب سایت نمی شه مثل اینجا نوشت

اونجا محیطش یه جوریه

گفتم حالا که وارد مدیریت شدم یه چیزی نوشته باشم

تا بعد

یا حق


موضوع:
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385
برای آخرین بار!!!
به نام خدای فنا ناپذیر هستی

سلام

این  سلام یه جوراییه

بوی خداحافظی می ده

نمي دونم ۳ سال پيش چطوري و با چه انگيزه اي اين وبلاگ بالا اومد

اما مي دونم كه هدفمو تو اين وبلاگ انتخاب كردم و گم نكردم
نوشتن رو ياد گرفتم و ...

با شما آشنا شدم شما وبلاگنويسان
و با خيلي هايي كه وبلاگ نويسي رو ترك كردند

امروز و حالا

حاج آقا با همه شما خداحافظي می کنه

فقط اسباب کشی

اسباب كشي از همسايگي كنار دوستان خوب و .... بلاگفا به یا حق

باز هم حاج آقا  در یاحق دات اورگ منتظر شما هست.

مثل هميشه

یا حق...

براي آخرين بار

خدا كنه بباره

تو اين شب كويري

يه قطره از ستاره

هميشه بودي و من

تو رو نديدم انگار

بگو بگو كه هستي

براي آخرين بار...


موضوع:مناسبت ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385
قدمش مبارک !
پنج شنبه بود و فرداش جمعه

رفته بودم دفتر یکی از علما

یک نوزادی را که تازه بدنیا آمده بود آورده بودند تا آن عالم بزرگوار اذان و اقامه را در گوشهایش بخواند.

***

انگار همین دیروز بود...

***

آن عالم طبق سنت اذان را در گوش راست و اقامه را در گوش چپ آن نوزاد خواندند.

و بعدش یک جمله گفتند که مرا در فکر فرو برد!

قدمش مبارک باشه.

مبارک! عجب کلمه ای "برکت"

و من به خودم فکر می کردم

قدم من مبارک بود؟؟؟

آیا اعمال و کارهایم میارک است؟؟

من که شب و روز فکرم را همه چیز مشغول کرده جز خدا

که اونم  با خواندن چند دقیقه نماز فکر می کنم تکلیف خود را انجام دادم/

واقعا همش همینه!!!

نه!

قدم مبارک ...

می بینم که تا حالاش مبارک نبوده

ولی خدا کنه قدم آن نوزاد مبارک باشه.


موضوع:کجا می رویم؟
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385
لحظات آخر...

لحظات آخر...

وقتي كه چشمانم را باز كردم.

                       تو را ديدم.
                     و هيچ نديدم.
                                                كه جز تو همه فقير بودند.
                                                                محتاج بودند.

وقتي كه اطراف را نظاره مي كردم.
                          گريه مي كردم.

                                                         از عظمت تو
                                                                 كرم تو
                                                                لطف تو

اما مي شنيدم  از اطراف كه مي گفتند: ساكت شو!

كم كم كه بزرگ تر شدم.
            فهميده تر شدم.
          قدرتمند تر شدم.

آن وقت بود كه همه را ديدم و تو را نديدم
 غافل شدم.

چرا كه نخواستم چشم سر ببندم و چشم دل باز كنم.
                                         احساس نياز كنم.

و اكنون كه خود را در محضر تو مي بينم.
                          عمر را تمام مي بينم.
                                نور را مي بينم.

صداي گريه و ناله مي شنوم.
عقده اي كه سالهاست پنهان مانده بود مي شنوم.

آن وقت بود كه به ياد گريه هاي كودكي ام افتادم.
                       و گمانم كه از نظر همه افتادم.

و حال من مي گفتم: ساكت شو!

و صدايي زمزمه مي كرد.
            مناجات مي كرد.

خداحافظ همين حالا.

 


موضوع:کجا می رویم؟
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385
اندر فوائد ناخن

000
مدتي است كه اذيت مي شوم
تقريبا يك ماهي است كه از آن حادثه دلخراش مي گذرد
واي چه دردي
هنوز در خاطرم هست چه زخمي و كشته اي داشت !
سعي مي كنم فراموشش نكنم.
باور نمي كنيد به هوا بلند شد و به محكم به سنگي برخورد كرد. چه ضربه اي
مخ آدم تكان مي خورد.

بگذار واضح تر بگم:

صبح بود و هوا مطلوب هنوز گرماي خورشيد رو در اين تابستان گرم حس نكرده بودم كه به طرف حياط حركت كردم.
و از پله ها پائين آمدم موقع برگشت براي اينكه  زودتر به اخبار ساعت 7 برسم تا اطلاعي از جنگ ديشب اسرائيل و دفاع حزب الله بدانم با سرعت مي دويدم و براي اينكه از پله ها بالا نروم به هوا پرديدم
اما ناگهان!!!
ناخن شصت پاي چپ بنده كه در حوادث گوناگون ديگري ضربه ديده شده بود محكم به يكي از پله هاي سنگي خورد و ...
خون بود و ضد عفوني پنبه و دستمال هاي قرمز شده
ناخن در اثر ضربه تكان خورده بود آثار شكستگي روي آن معلوم بود.
زير آن هم خون ها مرده بودند.
فهميدم كه بايد با اين ناخن خداحافظي كنم
چرا كه چند وقتي مهمان من نيست
خب ما هم نشستيم تا اندر فوائد ناخن بگويم و بشنوم
گفتم:ميداني حكمت ناخن چيست؟
گفت:زيبايي
گفتم آره، زيبايي خيلي گوشهاي اندام ما را زيبا كرده اندامي كه به ناخن ختم ميشود
گفتم ديدي گوشه هاي كتاب را چسب مي زنيم تا در موقع استفاده برنگردد و خراب نشود
يكي از حكمتهاي ظاهري اين ناخن همين است
بگذريم از فايده هايي مثل پرتغال پوست كندن، خراشيدن صورت ، لاك زدن  و پيچ بازو بسته كردن و ...
تازه فايده هايي كه زيرش هست و ما بي خبريم.
الان كه يك ماهي از آن حادثه مي گذرد و كلي گلبول كشته شده اند
ناخن خشك تر از هر روز مي شود و بد قيافه تر
در ضمن تكان هم مي خورد كه همين روزها برود سطل آشغال
لپ كلام:
ناخنم را كه با اين وضع مي بينم مي فهمم كه زنده ام
گر چه ناخن خشك شده و تكان مي خورد اما يكي ديگر در خواهد آمد و گرچه بد قيافه مي شود اما بدنم هر روزتازه تر مي شود و آماده رشد مي شود

رشد بسوي حق

بسوي كمال

پس بشتاب


حي علي خير العمل


موضوع:دست نوشته ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385
سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور

 

يكي از بزرگان مي فرمود: « در سفري كه به شام مي رفتم و  ماشين شخصي با خانواده ام هم سفر بوديم، حدود 200 كيلومتر كه به شام مانده بود، عيبي در موتور ماشين پيدا شد كه به هيچ وجه روشن نمي شد، در اين اثنا يكي از خويشان در بيابان با ماشين بنزش پيدا شد و با كمال محبت ماشين ما را بُكسل كرد و به شهر شام آورد ولي از اين وضع من خيلي ناراحت بودم. آن بزرگوار مي گويد: به حضرت زينب عليها السلام عرض كردم كه : چرا ما با اين وضع در سفر اول وارد شام شديم؟ شب در عالم رؤيا خدمت حضرت زينب عليها السلام رسيدم، آن حضرت در جواب من فرمودند : آيا نمي خواهي شباهتي به ما داشته باشي؟ مگر نمي داني كه ما در سفر اولي كه به شام آمديم اسير بوديم چه سختي ها كشيديم تو هم چون از ما هستي (منظورشان اين بود كه چون تو سيد و از ذريّه ما هستي) بايد در اولين سفري كه به شام وارد مي شوي اسيروار وارد شوي. گفتم: قربانتان گردم قبول كردم و با اين توجيه همه خستگي سفر از بدنم برطرف شد.


موضوع:مناسبت ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385
با ساز چه كسي برقصيم؟

به نام خدا

خيلي از انسانها در زندگي خود هدف و آرمان مشخصي ندارند و با بازي روزگار زندگي و طي مسير مي كنند . با هر موجي ز ره به كنار مي روند و در طول زندگي نمي توان به آنها اعتماد كرد و يا كاري را بر عهده آنان گذاشت.

چرا كه اين گروه در هر مقطع زماني با ساز كسي مي رقصند كه منافع آنان را هر چند محدود و كوتاه مدت تامين كند.

متاسفانه اين گروه معلق در هوا هستند كه باد آنها را به هر سويي مي برد گاهي نظر ما روي افراد است مانند منافقين و مانند طلحه و زبير كه زمان حضرت علي (عليه السلام) نزد آن حضرت آمدند (براي تامين منافع خود) و قبل از آن با كسان ديگري بيعت مي بستند.

يك موقع نظر ما روي دولتها است دولي كه در پي تامين منافع شخصي خود است آيا نبايد طبق قوانين و ضوابط عقلي آرمان مقدس خود مسير كمال را طي كند و هر دولت ديگري را كه در مسير اين آرمان و هدف استياري رساند

متاسفانه منافع شخصي و بس، هدف و آرمان قرار گرفته است.

در دين اسلام مي بينيم كه آمده:

چيزي را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند.

يا اينكه

مسلمان نيست كسي كه صداي مظلوم خواهي برادر مسلمان خود را بشنود و او بي خيال بنشيند(و عكس العملي نشان ندهد)

ديگر وارد بحث دول عربي و مسلمان ، شرغي و غربي نمي شوم

بحثم روي افراد مختص مي كنم.

نمونه بارز:

يك موقع با گروهي مي گشتم كه از لحاظ عقايدي و رفتار منطق مطلوبي نداشتند به هر حال من اطلاعات خود را كمي بيشتر از آنان مي دانستم ولي يك نكته اي پيش آمد و آن اينكه در آن جمع نمي توانستم حق را بازگو كنم به نوعي همرنگ جماعت شده بودم و با ساز آنان مي رقصيدم.

در زندگي زمانهاي مشخصي پيش مي آيد كه انسان قدرت تصميم گيري ندارد آنجا نياز به فرقان دارد چيزي كه بين حق و باطل فاصله بيندازد تا قدرت تصميم گيري راحت شود(ياايها الذين امنوا ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا /سوره فرقان آيه 29/ اي مومنان اگر تقواي الهي پيشه كنيد براي شما فرقان قرار داده خواهد شد. )

تبليغ اسلامي:

خيلي از ماها اين گونه مي پنداريم كه تبليغ مختص روحانيون است. اما در واقع اين گونه نيست بلكه بر عهده فر فرد مسلمان است كه طبق آن آرمان الهي خود تبليغ كنند البته تبليغ گونه هاي مختلفي دارد.

نياز نيست وقتي بحث تبليغ پيش مي آيد انسان خشك و سخت برخورد كند.

موقعي كه منافع شخصي در تبليغ لحاظ شود مي شود همان موضوع بحث ما طرف با ساز هر صاحب امتيازي خواهد رقصيد چرا كه شخص آن موقع منفعت خود نمي بيند كه در مقابل دشمنان اسلام بايستد.

بيشتر كلام روي بحث جو زدگي است

آرمان الهي مانند رضاي حق در ميدان نبرد مانند كربلا(كل ارض كربلا) موجب رسيدن به كمال حق ، شهادت مي شود

عده اي  در حين جو زدگي راه را گم كرده و فرصتي مناسب را از دست مي دهند كه شايد به دست نيايد.

انسان مسلمان در مسير كمال نياز به رقصيدن به ساز كسي ندارد

رقصيدن بيهودگي است و گشتن دور خود مخصوصا اگر براي ساز باشد(و ما الحياة الدنيا إلا لعب و لهو /سوره انعام آيه 32/ زندگي دنيا چيزي جز بازي نيست)

كمال حق و رضاي الهي آرماني است كه مسلمان را در تصميم گيري ها كمك مي كند.

یاحق


موضوع:کجا می رویم؟
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385
جام جهانی، جامعه جهاني، دروغ جهاني
وقتي كه با نگاه باز به بازي فوتبال مي نگريم در اين جامعه كوچك نكاتي ريز و درشت را متوجه مي شويم كه خود بيانگر ارتباط نزديك جامعه جهاني واين بازي است.

در بازي فوتبال يك ارتباط و اتحاد خاصي بين بازيكنان يك تيم برقرار است به گونه اي كه اگر اين اتحاد نباشد آن تيم در بازي موفق نخواهد بود.

در بازي فوتبال نوعي قوانين و مقررات خاص بين المللي حاكم است كه اگر نقص شود مورد اعتراض داور بازي قرار مي گيرد و اگر بازيكني خطايي روي بازيكن ديگر انجام دهد ممكن است با كارت زرد داور و يا حتي قرمز او مواجه شود تا او بازيكنان ديگر را اذيت نكند.

در بازي فوتبال هريك از بازيكنان يك تيم وظايف خاص خود را دارند ، عده اي در كار دفاعي عدهاي در كار حمله و يك نفر هم به عنوان دروازه بان و قطب اصلي شكست يا پيروزي تيم قرار مي گيرد.

آرمان و هدف اصلي يك تيم به سوي پيروزي است و خوشحالي و ناراحتي براي همه افراد يك تيم است.

بازي فوتبال يك كشور نشانه اتحاد آن كشور است.

و بازي هاي جهاني نشانه اتحاد جهاني و صلح است.

اما موقعي كه دهانه دوربين را بچرخانيم خون مي بينيم و حمله و شكنجه

دولي كه ادعاي صلح دارند و اتحاد، متاسفانه ثابت كردند كه دروغ مي گويند و هيچ يك از  جوامع و دول جهاني كارت قرمز و يا حداقل زردي به خاطي اين عمل نداده اند.

و اين موجب جسارت بيشتر خاطي شده است.

متاسفانه دول جهاني اثبات كرده اند كه آرمان و هدف جهاني يكي نيست و اتحاد جاي خود را به منافع شخصي داده است.

و متاسفانه خوشحالي و ناراحتي براي همه جامعه بشري نيست

عده اي از ناراحتي ديگران خوشحالند و عده از خوشحالي ديگران ناراحت

متاسفانه دول جهاني دروغ مي گويند كه يك داور بي طرف بر جهان حاكم است كه مثلا سازمان ملل باشد.

در حالي كه ما بازي هاي فوتبال را يك به يك دنبال مي كرديم اسرائيلي هاي اشغالگر و ناجوانمرد به نوار غزه آن جايي كه خود چند ماه بيش از آن عقب نسيني كرده بودند حمله كردند و كشتند و به اسارت گرفتند و خراب كردند.

و آن هم به يك بهانه و آن اينكه فلسطيني ها يك اسير اسرائيلي گرفته اند.

اگر فلسطيني ها به خاطر اسارت يك اسرائيلي مستحق حمله تهاجمي است

اسرائيلي ها به خاطر اسارت هزاران فلسطيني مستحق حمله تهاجمي از جانب فلسطيني ها و جوامع مسلمان مي باشد.

پس كجا مي رويم؟

 


موضوع:کجا می رویم؟
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385
کجایند فاطمییون

 

... در آن هنگامه پر غوغا در میان اشک و حسرت و اضطراب

ناگهان ندایی از جانب جبرئیل تمام همهمه ها را فرو نشاند؛

چشم هایتان را به زیر افکنید فاطمه, دختر محمد عبور می نماید

در پی این ندا هیچ پیمبری و هیچ صدیقی و هیچ شهیدی باقی نماند مگر آن که چشمانشان را از روی احترام(به مانند سجده بر آدم) فرو افکندند.

ناقه فاطمه با هدایت جبرئیل از عرصه محشر می گزرد تا در مقابل عرش پروردگار توقف می کند

آه از این لحظه پر اضطراب واین گرمای محشر

فاطمه در سکویی مقابل همگان قرار می گیرد

و زبان به تظلم خواهی می گشاید

فاطمه! ای حبیبه من! بخواه که هر چه بخواهی عطا می شود
به عزت و جلالم سوگند که ظلم هر ستمکاری را خودم مجازات می دهم

همگان در انتظار
چشمها به زیر افکنده
او چه خواهد گفت:
پس فاطمه زبان می گشاید:

کجایند فرزندان فاطمه, کجایند شیعیان او کجایند دوستداران فاطمه و محبان فرزندان او

غوغایی به پا می شود عده ای را سرور فرا می گیرد و عده ای را افسوس
فرشتگان در جنب و جوش آمده اند
دستان فرزندان فاطمه و محبانش را می گیرند و به دنبال آن حضرت وارد بهشت می شوند.

(برگرفته از حدیثی از امام صادق)
 


موضوع:شهید و شهادت
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385
سراب در بيابان
 

 | سراب در بيابان


در بياباني داغ و بي نهايت اسير سرابها شده ام
سرابي که نه من را به هدف خواهد رساند و نه غير مرا رسانده است
رهايم در اين کوير در اين شوره زار در اين شنها و ماسه ها
شنهايي که باد، آنها را به هر سو مي برد
گوشهايم صداي زوزه باد را در چرخش ميان زمين و هوا مي شنوند
و ديگر هيچ نمي شنوم هيچ
تشنگي مرا هلاک کرده است تشنگي
و ترس از مرگ در اين کوير، تنها و سرگردان، خسته و بي هدف مرا به تلاش براي فرار از آن وادار مي کند
به اين سو و آن سو
و به دنبال سايه بان حتي يک سايه بان
اما ديگر به چشمهايم هم اعتماد نمي کنم
و اين ظلمات است تاريکي، تنهايي و خسته گي
خسته از زحمت براي هيچ و پوچ
به دنبال خود مي گردم و هيچ نمي يابم
و تنها به يک چيز مي انديشم


الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور
(خدا ياری رسان مومنين است و آنان را از گمراهی ها نجات می دهد)


و من ايمان دارم
ايمان به يک ياري رسان و مي دانم که خواهد آمد
اميدم به اوست به يک تکيه گاه امن و نوايي دل بر


موضوع:دست نوشته ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385
امتحانات و مطالعات گسترده
با سلام خدمت دوستان عزیز

امتحانات من هفت روزه که شروع شده

چند تای اونا مونده خیلی سعی می کنم امتحاناتو خوب بدم
اونم با مطالعات شب امتحانی!!!   بیدار کشی!!!     خوردن چندین لیتر چای!!!!  برای باز بودن چشما

خداییش فهمیدم که استعداد دارم ظرف همین یک هفته حساب کن نزدیک ۱۰۰۰ صفحه خوندم؟!!
توی سالش اینقدر نمی خونم
خدا بده برکت

خلاصه امسال تحصیلی رفت با خاطرات خودش
اگر دیدید دیر میام به خاطر مطالعات سنگین!!!!    هستش

دعایم کنید.

یا حق


موضوع:مناسبت ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385
از تیم ملی تا امام زمان

وقتي براي گل زدن تيم ملي دستهايت را براي دعا كردن بالا مي ياري يادت باشه دعاي تو خيلي كار سازه و از اون مهم تر اينكه فراموش نكني كه خيلي ها منتظر اين هستند تا دستهايت را بالا بياوري و برايشان دعا كني مخصوصا امام زمان كه در اون موقع كه نگاهت به تلويزيون دوخته است او برايت دعا مي كند.


موضوع:فرهنگ مناجات
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385
امام و آن زنديق
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه:در مطالبی که در پیش رو دارید مراد این نیست که امام از این جهت اسلام آورده بلکه مراد این است که امام با یک دلیل عقلی(که دلایل عقلی هرگز خدشه بردار نیست یا حداقل این مورد که مورد وفاق همگان است) کافر را قانع کنند.  
روزی شخصی نزد امام حاضر می شود و از امام درباره اصل اسلام و و جود خداوند و اعتقاد به قیامت و ... سوال می کند
امام در جواب می فرماید هر انسانی و لو کافر باشد حد اقل ولو یک هزارم درصد هم احتمال وجود خدا و حقانیت اسلام و قیامت را می دهد.
حال اگر محتمل آن احتمال (یعنی پیامد های آن احتمال) قوی باشد و مورد اعتنا باشد هر انسان عاقلی می گوید که باید جنبه آن احتمال که محتمل قوی دارد باید رعایت شود ولو احتمال آن ضعیف باشد .چون محتمل آن بسیار قوی است.
امام در ادامه فرمودند که ما (مسلمین) که از طول یک روز حداقل(مقدار واجب) به مقدار 17 رکعت معمولی مشغول به عبادت هستیم(منظور این که از 24 ساعت یک روز فقط یک ساعت صرف انجام واجبات می شود و این بسیار کم است) اگر خدایی وجود داشته باشد و قیامتی باشد و ... ما ضرر نکردیم چون در واقع تکلیف را انجام داده ایم و اگر اسلامی نباشد باز هم ضرر نکردیم چون فقط و فقط یک ساعت از 24 ساعت از وقتمان در یک روز تلف شده و این نزد عقلاء قبیح و ناپسند نیست چون در واقع این کار را برای دفع احتمال عقابی که در ترک واجبات بوده انجام داده و دفع عقاب عقلا واجب است .
پس در هر دو صورت ما (مسلمین)ضرر نکردیم
ولی شما(کافرین) که به آن احتمال ولو نزد شما ضعیف باشد (ولی محتمل آن قوی است) عمل نکردید فقط وفقط در یک صورت ضرر نکردید و آن هم در صورتی است که بعد از مرگ مشخص شود که خدا و قیامت و .. نباشد اما اگر چنین چیزی وجود داشته باشد شما ضرر کرده اید آن هم چه ضرر عظیمی .
هر چند در صورت اول (عدم وجود خدا و قیامت و ..)عقلاء جهان آن شخص را مذمت می کنند که چرا حداقل برای دفع محتمل(عقاب و عذاب) آن احتمال ،به آن احتمال عمل نکرده.

 

موضوع:مناسبت ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385
بخشي از سخنان تاريخي امام خميني« قدس سره» در 13 خرداد 1342 (دهم محرم 1383)

الان عصر عاشورا است... گاهي كه وقايع روز عاشورا را از نظر مي گذرانم، اين سئوال برايم پيش مي آيد كه، اگر بني اميه و دستگاه يزيد بن معاويه تنها با حسين «عليه السلام» سر جنگ داشند، آن رفتار وحشيانه و خلاف انساني چه بود كه، در روز عاشورا نسبت به زنهاي بي پناه و اطفال بي گناه مرتكب شدند؟ زنان و كودكان چه تقصير داشتند؟ طفل شش ماهه ي« حسين عليه السلام» چه كرده بود؟ (گريه ي حضار) به نظر من آنها با اساس، كار داشتند. بني اميه و حكومت يزيد با خاندان پيامبر مخالف بودند. بني هاشم را نمي خواستند و غرض آنها از بين بردن اين شجره ي طيبه بود. همين سئوال اين جا مطرح مي شود كه، دستگاه جبار ايران با مراجع سرجنگ داشت، با علماي اسلام مخالف بود، به قرآن چكار داشتند؟ به مدرسه فيضيه چكار داشتند؟ به طلاب علوم دينيه چكار داشتند؟ به سيد 18 ساله چكار داشتند؟ (گريه حضار) سيد 18 ساله با شاه چه كرده بود؟


موضوع:مناسبت ها
2  توسط سین.میم  ادامه ...

نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385
عقیله بنی هاشم سلام الله علیها

7 حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.
در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.
هنگامی که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.
امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را \" زینب \" بگذار، چرا که  این را در لوح محفوظ نوشته ایم.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:  به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم  که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.


موضوع:مناسبت ها
2  توسط سین.میم  ادامه ...

نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385
اگر مي خواهي خدا تو را با من محشور كند سجده را براي خدا طولاني كن.

حضرت امير عليه السّلام مي فرمايد: مردي نزد رسول خدا ص آمد و گفت: يا رسول الله مرا به عملي راهنمايي كنيد، به عملي كه به سبب آن:
1-خدا مرا دوست بدارد.
2- مردم مرا دوست بدارند.
3-دارائيم فراوان شود.

4-بدنم سالم بماند.
5-عمرم طولاني شود.

6-خدا مرا با تو محشور كند.

رسول خدا ص فرمودند: اين 6 حاجت 6 خصلت مي خواهد:

1-اگر مي خواهي خدا تو را دوست بدارد از او بترس و از گناه پرهيز كن.

2-اگر مي خواهي مردم تو را دوست دارند به آن ها خوبي و نيكي كن و به آنچه در دست آن هاست طمع نكن و چشم نينداز.
3-اگر مي خواهي دارائيت فراوان شود زكوة بده.
4-اگر مي خواهي بدنت سالم بماند فراوان صدقه بده.
5-و اگر مي خواهي عمرت طولاني شود صله رحم كن« ديد و بازديد خويشان».
6-و اگر مي خواهي خدا تو را با من محشور كند سجده را براي خدا طولاني كن.


موضوع:کجا می رویم؟
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385
نرم افزار های حاج آقا!

ويرايش جديد برنامه تقويم فارسي نسخه ۲.۵.۱

اين برنامه كه حدود پنج ماه پيش با نسخه بتا  عرضه شده بود به علت استقبال گرم عزيزان بازسازي شده و مشكلات نسخه قبلي بر طرف گرديده است و با چند امكان جديد در نسخه دوم عرضه شده است.

تغييرات جديد:

1. برطرف شدن مشكلات نمايش تاريخ و ايرارات آن
2. گرافيك جديد(عدم امکان تغییر زمینه)
3. رفع احتمالي اشكال خوانده نشدن فونت ها
4. امكان دريافت آن لاين تعطيلات سالها
5. امكان جستجو در اطلاعات
6. امكان گرفتن خروجي از اطلاعات
7. درج ذكر روزها كه با قرار گرفتن موس روي ايام هفته به نمايش خواهد آمد
8. تغيير رنگ اعداد
9. نمايش تاريخ ميلادي با قرار گرفتن موس روي روز مورد نظر
10. امكان جابجايي صفحه اصلي برنامه

۱۱. رفع اشکالات جابجایی پنجره
۱۲. امکان درج روز های ماه جاری در میزکار (غیرفعال)
۱۳. امکان تغییر فونت پنجره تقویم امروز
۱۴. امكان تغییر حالت ساعت با كليك روي آن ۲۴ ساعته يا ۱۲ ساعته
۱۵. رفع اشكال نمايش تقويم امروز
16. نمایش روز شمار(با دریافت فایل روز شمار)

دريافت برنامه نسخه ۲.۵.۱
حجم برنامه 1.۱۲ Mb

نسخه آزمایشی ۲.۵.۱ آماده می باشد لینک آن در زیر آمده است
توجه: اگر شما از جمله آن دوستانی هستید که نرم افزار را کامل دریافت نکردید(لینک بالا)
لینک زیر مشکل شما را حل نخواهد کرد لینک زیر نسخه تکمیل یافته نسخه قدیمی است که با کپی شدن روی نسخه قبلی فعال می شود.

 | بروز رسانی تقویم فارسی نسخه ۱/۵/۲ (جدید)
حجم برنامه ۲۵۶ Kb

فارسی کردن ویندوز

آدرس سرور جدید: jvvr<11{cjcs0rgtukcpiki0eqo1hctukecngpfct

نمونه عکس نسخه قبل:

 گزارش یک خطا:

بنده حقیر این نرم افزار را روی چند سیستم امتحان کردم مشکلی ندیدم اما بعضی دوستان نامه داده اند که فونت برنامه درست دیده  نمی شود خدمت دوستان عرض کنم فونت اصلی برنامه تیتر است اگر فونت تیتر در سیستم شما صحیح نصب شده باشد مشکلی نخواهید داشت.
اگر احيانا بعضي از فونتها را نمي توانيد ببينيد و بعضي از گزينه ها را سفيد مي بينيد ويندوز خود را فارسي کرده و فونت تيتر را نصب کنيد.
"
Titr.ttf"

کد فعال سازی:

این برنامه به جهت ارتباط با شما دوستان و داشتن ایمیل شما عزیزان اقدام به ارسال نامه ای به بنده با اجازه شما  می کند.
خب بعضی اوقات ممکن است در بعضی کامپیوتر ها این ارسال ممکن نشود بنابر این کدی در نرم افزار تعبیه شده که با ارسال آن به بنده کد فعال ساز نرم افزار به شما ارائه خواهد شد.
پس از این به بعد به بنده نامه خالی از این کد ندهید چرا که با این کد می شود نرم افزار مورد استفاده شما را فعال کرد.

راهنمای برنامه:


دريافت روز شمار:>
براي به روز شدن روز شمار و همچنين دريافت تعطيلات برنامه پس از اتصال به اينترنت به قسمت دريافت تعطيلات وارد شده و کليد دريافت را فشار دهيد در صورت نبودن مشکل فايل بصورت فشرده ZIP دانلود مي شود فايل را در همان مسير اصلي باز کنيد.

(دو سوم روز شمار سال ۸۵ تایپ شده آماده دریافت از طریق نرم افزار می باشد.)
.


جهت بزرگنمايي روزشمار:>
بعد از دريافت روزشمار از اينترنت لازم است روي روز مورد نظر راست کليک کنيد
.
ثبت فعاليت هاي روزانه:>
روي روز مورد نظر دو بار کليک کنيد با ثيت فعاليت رنگ آن روز تغيير خواهد کرد
.
حذف فعاليت ثبت شده:>
روي روز مورد نظر کليک کرده و گزينه حذف را فشار دهيد
.
چگونه ميان ماهها بچرخم:>
براي اين کار لازم است چرخانک وسط موس را به طرف پايين يا بالا بچرخانيد
.
جهت ثبت تعطيلات:>
روي روز مورد نظر کليد شيفت را گرفته و کليد راست موس را فشار دهيد
.
جهت حذف  تعطيلات:>
روي روز مورد نظر کليد شيفت را گرفته و کليد چپ موس را فشار دهيد
.
جهت تغيير نوع ساعت از 24 ساعته به 12 ساعته:>
روي ساعت کليک کنيد
.
براي ديدن ادعيه ايام:>
موس را روي اسم روز نگه داريد
.

 



آیا می خواهید علاوه بر حذف تبلیغات در یاهو مسنجر با چند ای دی لاگین شوید؟


نرم افزار زیر را دریافت کنید
حجم کمی دارد البته در مسنجر ۸ کار می کند.

دریافت ...


موضوع:برنامه نویسی
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385
يا فاطمه اشفعي لنا في الجنه

به نام خدا

در شرح حال مرجع عاليقدر مرحوم آيت الله العظمي نجفي مرعشي رحمة الله از قول ايشان نوشته اند: روزگاري كه جوان تر بودم، روزي بر اثر مشكلات فراواني كه داشتم، از جمله مي خواستم دخترم را شوهر دهم، دستم از مال دنيا تهي بود و توان فراهم كردن جهيزيّه براي دخترم نداشتم، به حرم حضرت معصومه عليها السّلام رفتم و در حال ناراحتيِ آميخته به خشونت در حالي كه اشك مي ريختم گفتم: « اي سيّده و مولاي من، چرا نسبت به زندگي من اهميّت نمي دهي؟ چگونه با دست خالي جهيزيه دخترم را فراهم نمايم؟» سپس با دلي شكسته به خانه بازگشتم، در همان وقت حالت غشوه ( يك نوع مكاشفه) مرا فرا گرفت، در همان دم صداي كوبه در خانه را شنيدم، رفتم در را گشودم ديدم شخصي پشت در ايستاده گفت: « سيّده تو را مي طلبد». با شتاب به حرم رفتم، وقتي كه وارد صحن كهنه شدم ديدم چند كنيز ايوان طلا را تميز مي كنند، علّت را پرسيدم، گفتند: « اكنون سيّده مي آيد»پس از اندكي؛ حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام آمد، در حالي كه در شكل و شمايل، مانند جدّه ام فاطمه زهرا عليها السّلام بود، زيرا قبلاً سه بار جدّه ام را در عالم خواب ديده بودم و جمال او را به خاطر سپرده بودم. به هر حال نزد عمّه ام حضرت معصومه عليها السّلام رفتم و دست او را بوسيدم، به من فرمود:« اي شهاب! كي ما در فكر تو نبوده ايم كه از دست ما شاكي هستي؟ تو از همان عصر كه به قم آمدي مورد نظر ما بوده اي.

يا فاطمه اشفعي لنا في الجنه

 

موضوع:مناسبت ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385
خلاصه و چكيده ي همه ي علم ها

به نام خدا

چوپاني در بيابان مشغول چرانيدن گوسفندان بود، دانشمندي در سفر به او رسيد و اندكي با او گفتگو كرد فهميد كه او بي سواد است، به او گفت:« چرا دنبال تحصيل سواد نمي روي؟» چوپان گفت:« من آنچه را كه خلاصه و چكيده ي همه علوم است، آموخته ام ديگر نيازي به آموزش مجدّد ندارم.» دانشمند گفت: آنچه آموخته اي براي من بيان كن. چوپان گفت: خلاصه و چكيده ي همه ي علم ها پنج چيز است:
1- تا راستي تمام نگردد، دروغ نگويم.
2- تا غذاي حلال تمام نشده، غذاي حرام نخورم.
3- تا در خودم عيب هست، عيبجوئي از ديگران نكنم.
4- تا روزيِ خدا تمام نشده به در خانه هيچ كسي براي روزي نروم.
5- تا پاي در بهشت ننهاده ام از مكر و فريب شيطان غافل نگردم.
دانشمند، او را تصديق كرد و گفت: همه ي علوم در وجود تو جمع شده است، و هر كس اين پنج خصلت را بداند و عمل كند ( به هدف علوم اسلامي رسيده) و از كتب علم و حكمت، بي نياز شده است.


موضوع:کجا می رویم؟
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385
از عفاف آمرانه تا دستور ناشيانه!

 

 به نام خدا

 

مساله هشدار و اخطار و يا فرياد در برابر خطر ها و انحرافها مخصوص انسانها نيست در قرآن مي خوانيم: همين كه مورچه اي ديد حضرت سليمان با لشكرش در حركتند فرياد زد و به ساير مورچگان گفت:به لانه هاي خود برويد تا پايمال نشويد.

بنابراين فرياد در برابر انحراف و دلسوزي براي ديگران نه تنها مسأله اي فطري براي انسانها است بلكه ريشه غريزي در حيوانات دارد.

لذا اگر گفته شود انسان بي تفاوت پست تر از حيوان است سخن گزافي نيست البته مسئوليت همه مردم نسبت به امر به معروف و نهي از منكر يكسان نيست.

امر به معروف و نهي از منكر يك ضرورت عقلي است

پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله و سلم) فرمود آمران به معروف خليفه خدا در زمين هستند.

در حديث ديگر مي خوانيم مسلمان كه امر به معروف نكند بي دين است.

در جايي ديگر مي فرمايند اسلام ده بخش دارد و بخش هفتم آن امر به معروف و نهي از منكر است.

در قرآن مي خوانيم پيامبراني همچون داوود(عليه السلام) و عيسي(عليه السلام) به كساني كه نهي از منكر نمي كنند لعنت فرستاده اند.

همان گونه كه مي بينيد تاكيد اسلام به امر به معروف و نهي از منكر آن چنان بالا است كه تارك آن را لعنت مي كند و او را بي دين مي شمارد.

چرا كه اسلام دين اجتماعي است نه فردي

وكسي كه دين فردي دارد دين ندارد به گونه اي كه مسلماني كه هم در بلاد كفر زندگي مي كند وظيفه دارد اعمال انساني خود مانند اخلاق و تبليغ دين و ... را به نحو احسن انجام دهد.

چندي پيش با خبر شديم رئيس جمهور عزيز عدالت خواه مان

مانع فعاليت هاي متذكرانه نه آمرانه اي شده اند كه از طرف نيروي انتظامي انجام مي شده است.

تذكراتي كه ما آن را حداقل امر به معروف و نه  نهي از منكر مي دانيم

چگونه است كه اين تذكرات، آمرانه  خوانده شده جاي تعجب دارد!!!

و چگونه است كه اين سياست با عدالت خواهي دو گانگي دارد...؟!!!

آيا عدالت خواهي يعني همان آزادي رئيس جمهور قبلي ؟!!

و چگونه گسترش عفاف در جامعه نيازي به دستور آمرانه ندارد؟!!

بنده همين جا از سياست هاي نيروي انتظامي تقدير و تشكر به عمل مي آورم و برايشان صبر عاجل دارم

يا رب مباد كس را مخدوم بي عنايت

اين سياست يك طرف.

ودستور  تعيين جايگاهي براي دختران (غالبا هرزه) در ورزشگاه براي حضور اين قشر مهم(در بالا بردن روحيه فوتبال)!!! يكي از اون حرفها بود.

قبلا فكر مي كردم چرا در ارتش‌هاي اروپايي دختران هم شركت داده مي شوند مي گفتم براي روحيه مردان! براي صبر آنها و براي خيلي چيزها ي ديگر...

و حالا بايد بگم حضور دختران هم حتما براي روحيه تماشاگران جوان هست!!!

تماشاگري كه بعد از پايان بازي با شكستن شيشه‌هاي ماشين و آتش زدن آن آرام مي شود؛ لابد مي تواند حضور دختران در ورزشگاه را تحمل كند!!!؟

شايد بشه بعدا توجيهش كرد.

                                  الله اعلم

يا حق

 

موضوع:کجا می رویم؟
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385
چقدر عمر می کنیم؟

به نام خدا

 

امروز كه  مي نگرم مي بينم كه به كجا رسيده ام؟  در حالي كه همين خاطرات چند سال پيش هنوز در پس پرده افكارم قرار دارد

خاطراتي كه نه چندان بد و نه چندان خوش هستند.

اما علاقه من به مرور خاطرات مرا از زمان عقب انداخته و افسوس مرا بيشتر كرده است.

انگار همين ديروز بود!  اين تكه كلام همه ماست؛

موقعي كه مي فهميم ديگه دير شده  موقعي كه از روي تعجب اما آگاهي از گذشت زمان مي خواهيم به نوعي افسوس بخوريم

انگار همين ديروز بود!

ولي انگار همين فردا است كه خواهد آمد و به ديروز مبدل خواهد گشت در اين ميان چه خواهد گذشت چه كسي بالا و چه كسي پائين خواهد آمد.

يادم مي آيد محاسبات بچه گي ام را

چقدر عمر مي كنيم شايد 60، 70، 80 سال

ولي يادم مي آيد در كوچكي از خدا خواستم كه 90 سال به من بدهد

و اكنون از خودم مي پرسم چرا؟

نمي دانم چرا درجه عمر بالا مي رود ولي ارزشها پائين مي آيد

خيلي ها عمر كردند ولي صعود نكردند

يا ماندند(درجا زدند) يا رفتند(نزول كردند)

مگر چقدر عمر مي كنيم؟

خيلي باشه 60، 70 سال

نزديك 14 سالش كه توي بچه گي خرج مي شه

مي مونه 46، 56 سال

اگريك سومش هم خواب باشيم مي مونه 31،  38 سال

حالا موقع خوردن و حمام رفتن و دستشويي رفتن و ... را ازش كم كنيم چي مي ماند؟

اما چرا روي عمر محاسبه كنيم

چرا نيائيم روي ارزشها محاسبه كنيم

چرا نيائيم بگوئيم مثلا براي دور كردن حسد از خودم به فلان مدت نيازمندم

ولی خدایی اش انگار همين ديروز بود! 

 

اگه دوست داري كليك كن و عمر خودت رو محاسبه كن !

 

موضوع:دست نوشته ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
نماز نشانه ای از وحدت

به نام خدا

شب آخر زندگي امام بود. تاريكي بر همه جا حكمفرما بود. از آسمان تيره و ابري، نم نم باران ميباريد. امام از ساعت يك و نيم بعدازظهر، روي تخت بيمارستان بيهوش شده بود. صورت بيخون امام، نشانه ي ضعف او بود. پزشكان با نااميدي به صورت لاغر و استخواني امام نگاه ميكردند و در دل ميگفتند:« اي كاش خدا، سلامت را به امام بازميگرداند!» هنگام مغرب، با شنيدن صداي اذان، يكي از نزديكان امام آهي از سينه برآورد و سكوت را شكست. - آقا! وقت نماز است. امام كه ساعتها به هيچ صدايي عكس العمل نشان نداده بود، وقتي اين حرف را شنيد، ابروهايش را به آرامي تكان داد. امام با حركت ابروها، آخرين نماز مغرب و عشاي خود را خواند. قطره هاي اشك در چشمها و روي گونه هاي پزشكان درخشيد.

 

يا حق

 


موضوع:فرهنگ مناجات
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385
عمليات شهادت طلبانه در ايّام ولادت رسول

به نام خدا

 

ساعتي پس از ظهر روز چهارشنبه بيست و هفتم مهرماه 1367 خودرو سفيد رنگ تويوتا، درون محدوده اصلي امنيتي بخش اشغالي جنوب لبنان، به سمت مرز فلسطين در منتها اليه بخش « كفركلا» در حال حركت بود. رانندگي اين خودرو را « سيد عبدالله عطوي» جوان بيست ساله اي از جبل عامل به عهده داشت كه صهيونيستها او را به واسطه رده بالاي نظامي امنيتي پدرش در بين نيروهاي دست نشانده اسرائيل در جنوب لبنان مي شناختند. پدر سيد عبدالله از معاونين با سابقه نظامي شورشي « آنتوان لحد» سركرده ماروني مزدوران اسرائيلي بود و همين امر موجب مي شد تا اسرائيليها با گشاده رويي به سيد عبدالله اجازه تردّد در بخش اشغالي داده از توقّف و يا احياناً بازرسي خودرو وي خودداري كنند. هنگامي كه سيد عبدالله روي جاده « تلالنحاس- عدسيه» به نزديكي پست ايست و بازرسي صهيونيستها معروف به « بوابه فاطمه» [معبر عبور و مرور مرزي لبنان و فلسطين] مي رسد در كنار جاده توقّف مي كند. حوالي ساعت يك و ربع بعدازظهر است. دو كاروان نظامي صهيونيستها در پشت موانع « بوابه فاطمه» قرار دارند. يكي در حال حركت به سمت شمال فلسطين و ديگري در جهت عكس اولي از فلسطين به سمت جنوب لبنان. ناگهان صداي مهيب برخورد تويوتاي سيد عبدالله با موانع فلزي « بوابه فاطمه» همه را بر جاي خود ميخكوب ميكند. درست در نقطه تلاقي دو كاروان نظامي اسرائيل واقع در آن سوي بوابه فاطمه- عمق هفتصد متري درون خاك فلسطين اشغالي- سيد عبدالله چاشني انفجار بيش از پانصد كيلوگرم مواد منفجره موجود در تويوتا را فعّال ميكند و بدين سان با به هلاكت رساندن و يا مجروح ساختن بيش از چهل و پنج نظامي صهيونيست و انهدام كامل دو كاروان نظامي- امنيّتي خون خود را به عنوان هديه اي گرانبها و جاويدان از طرف حزب الله لبنان به پاي نهال مبارك انتفاضه فلسطين جاري مي سازد. ساعاتي قبل از اين حماسه بزرگ، شهيد سيد عبدالله در برابر دوربين ويدئويي هم رزمانش وصاياي خود را بيان ميكند. در اين نوار شهيد سيد عبدالله در كنار تصوير بزرگي از حضرت امام خميني ( قدس سره) بر روي زمين نشسته و با تبسّمي زيبا كلام خود را اين گونه آغاز مي كند:« من بنده محتاج خدا « سيد عبدالله عطوي» هستم و عمليات شهادت طلبانه خود را در ايّام ولادت رسول گرانقدر اسلام (ص) و به بزرگداشت هفته وحدت اسلام انجام مي دهم و انشاءالله در زمره شهدا قرار گيرم.» شهيد جبل عامل چنين ادامه مي دهد:« اين عمليات را به انتفاضه اسلامي در فلسطين هديه مي كنم و به آن مجاهدان قهرمان كه عزّت و كرامت را براي مسلمانان فلسطين و براي همه مستضعفان عالم آفريدند تبريك مي گويم.

 

موضوع:شهید و شهادت
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385
انتفاضه
به نام خدا

تاریخچه مختصر انتفاضه:
انتفاضه واژه اى است كه از سال (1366 ه - ش ) وارد واژه هاى انقلابى ، سياسى مصطلح روزمره شده است . انتفاضه از نظر لغوى يعنى جنبش و لرزش و حركتى كه همراه با نيرو و سرعت باشد.
از نظر سياسى و اجتماعى انتفاضه يا قيام عبارتست از رفتار و عملكرد معترضانه و شجاعانه مستمر مردم غيرمسلح فلسطين در قبال رژيم اسرائيل
در دسامبر 1987 در پى يك جريان حادثه رانندگى در فلسطين اشغالى (كشته شدن چند فلسطينى توسط كاميوندار اسرائيلى ) انتفاضه اول (بزرگ ) آغاز شد.
پس از اين ماجرا، فلسطينى هاى كرانه باخترى رود اردن و نوار غزه عليه اسرائيلى ها قيام كردند، چون فلسطينى ها از سنگ براى حمله به اسرائيلى ها استفاده كردند انتفاضه را قيام يا انقلاب سنگ نمى نامند. ورود آريل شارون قصاب صبرا و شتيلا به مسجدالاقصى در (28 دسامبر 2000 / مهرماه 1379) موج خشم فلسطينى ها را برانگيخت . خيزش فلسطينى ها پس از ورود شارون به در مسجد الاقصى را انتفاضه دوم يا انتفاضه الاقصى مى نامند.
انتفاضه حركت مردمى بود كه مى خواستند هويت و شخصيت از دست رفته خود را بازيابند. تا قبل از انتفاضه ، فقط مساءله فلسطينى هاى خارج از سرزمينهاى اشغالى مطرح بود با شروع انتفاضه اين مساءله به داخل اراضى اشغالى منتقل شد و مجددا به فلسطينيان داخل اعتبار بخشيد. به اين ترتيب امنيت داخلى اسرائيل به شدت به خطر افتاد و همين امر، ضرورت حل مساءله فلسطين را براى اسرائيليها مطرح ساخت .


 این هم یک شعر عربی در مورد انتفاضه فلسطین:

 

موضوع:مناسبت ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385
وحدت و حمایت

سومين‎‎ كنفرانس‎‎ بين المللي‎ قدس و حمايت‎ از حقوق‎ مردم‎ فلسطين‎‎ عصر جمعــه‎ بـا سـخنـان رهبـر معـظم‎ انـقـلاب‎ اسلامي‎ در سالن‎ اجـلاس‎ سران‎‎ كشورهـاي‎ عـضـو سـازمـان كـنفـرانـس‎ اسلامي‎ در تهران‎ آغاز بكار كرد. پس‎ از سخنـان‎ مقام‎‎ معـظم رهبـر, ي‎‎ آقــاي احمدي‎‎ نژاد رييس‎ جـمهـوري اسـلامـي‎ ايـران‎ سخنراني‎‎ مي كند. در اين‎ كنفرانـس‎‎ روساي‎ مجالـس كشـورهـا , انديشمندان‎‎‎ وناظران مسائل‎ فـلســطيــن از 50 كشـور جهـان‎ حضـور دارند. نژاد پرستي‎‎‎ و نسل‎ كشي رژيم‎ صهيونيستـي در سرزمين‎ هاي‎ اشغالي‎, حمايت‎‎ از دولت جـديـد فلسطين‎ به‎ رهبري‎‎ حماس‎ , بررسي‎ قراردادهاي تاريخي‎ مربوط به‎روند تشكيل‎‎ كشـور مسـتقـل فلسطيني‎ و استمرار مقاومت‎ در سرزميـنهـاي‎ اشغالي‎‎ ازجمله‎‎ موضوعاتـي اسـت‎‎ كـه شـركـت كنندگان‎‎‎ در اين كنفرانـس‎ بـه‎ آن خـواهنـد پرداخت‎. در سومين‎‎ كنفرانس‎‎ بينالمللي‎ قدس و حمايـت‎ از حقوق‎ مردم‎ فلسطين‎‎ 600 ميهمـان خـارجـي‎ شامل‎ 20 رييس‎‎ مجلس از كشـورهـاي‎ سـوريـه‎, لبنان‎‎, الجزاير,سودان, اندونز,ي‎ اوگاندا, كامرون‎‎, كنگو, زيمبابوه‎, سيرالئون, كوبا, كومور, ماداگاسكار, مالز,ي‎ قطر, موريتاني‎ , موريس‎ , سيشل‎, سريلانكا, گينه‎كوناكـري‎ و 11 نايب‎ رييس‎ از كشورهاي‎ ليبي‎, فلسـطيـن‎, اردن‎‎‎‎, مغرب‎, بحرين,عمان, تونس‎, فيليپيـن, گامبيا, تـوگـو و سـنگـال‎ حضور دارند. همچنين‎ نمايندگانـي‎ از مجـالـس‎ كشـورهـاي‎ آفريقاي‎ جنوبي‎, كويت‎, روسيه‎,مكزيك‎, كنيا, سومالي‎‎‎, بنين‎‎, مالي, بوسني , ارمنستـان و آلباني‎ حضور دارند. علاوه‎ بر اين‎‎‎, جمعي‎ از محققان, نويسندگان, صاحبنظران‎‎ و استاداندانشگاهها از كشورهاي‎ بلژيك‎, استراليا, اوكراين‎, روسيه‎, كويـت‎, هند , سوريه‎‎, زيمباوه, تانـزانيـا, قـطر, تاجيكستان‎‎, بوسني‎‎, اردن , ليبي و الجزاير در اين‎ كنفرانس‎ شركت‎ كرده‎ اند.

توی وبلاگ نویس چه کردی؟


موضوع:شهید و شهادت
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385
رسول اعظم و لزوم وحدت فراگیر

به نام خدا


هفته وحدت بر شما مسلمانان مبارك باد.

 

از آشكارترين صفات رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) اين بود كه غرورِ پيروزى او را نمي گرفت، چنان كه در بازگشت از نبرد بدر و فتح مكّه نشان داد، و نيز از شكست نا اميد نمي شد، همان طور كه شكست احد بر وى تأثير نداشت، بلكه پس از آن به سرعت براى جنگ «حمراءالأسد» آماده شد و نيز نقض پيمان بنى قريظه و پيوستن آنان به سپاه احزاب بر روحيه او تأثيرى نگذاشت، بلكه او را ثابت قدم گردانيد.
از صفات ديگر او احتياط و پرهيز بود كه نيروى دشمن را بدين وسيله ارزيابى كرده، براى مقابله با او به تهيّه ابزار و تجهيزات دست مي زد.
حتّى هنگام اقامه نماز نيز احتياط را از دست نمي داد، بلكه مراقب و هوشيار بود.
صفت ديگر او نرمى همراه با صلابت بود كه در شرايط متغيّر جنگى از آن برخوردار بود و به سبب سرعت تغيير اين شرايط، دستورها و احكام جديدى صادر مي كرد.
سرعت در فرماندهى نزد او، براى مقابله با مسائل جدّى، شرطى اساسى بود و به تمركز فرماندهى، توجّه و تأكيد فراوان داشت.
با ياران و قوم خود رفتارى مبتنى بر جذب و اصلاح داشت و روح اعتماد و آرامش را در ميان آنها تقويت مي كرد.
به كوچك رحم مي كرد، بزرگ را گرامى مي داشت، يتيم را خشنود كرده و پناه مي داد، به فقيران و مسكينان نيكى و احسان مي كرد، حتّى به حيوانات هم ترحّم مي نمود و از آزار آنها نهى مي كرد.
از مهمترين نمونه هاى انسانيّتِ رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) اين بود كه آن حضرت نيروهايى را كه براى سرايا و جنگ با دشمن اعزام مي كرد به دوستى و مدارا با مردم و عدم يورش و شبيخون عليه ايشان وصيّت و سفارش مي فرمود.
او بيشتر دوست داشت دشمن را به سوى صلح منقاد كند، نه اين كه مردانِ ايشان را بكشد.
آن حضرت سفارش مي كرد تا پير مردان، كودكان و زنان را نكشند و بدن مقتول را شكنجه و مُثله نكنند.
وقتى قريش به او پناه آوردند، محاصره اقتصادى آنان را لغو و با تقاضاى ايشان، براى تهيّه گندم از يمن، موافقت فرمود.
او به صلح كامل در جهان دعوت مي كرد و از جنگ، جز به هنگام ضرورت و ناچارى، پرهيز داشت.
نامه هايى كه به سوى پادشاهان مي فرستاد به سلام و صلح، آراسته و مزّين بود و آن را براى آغاز كلام در ديدار بين فرزندان آدم قرار داده بود.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در جنگها بيش از يك فرمانده تعيين مي كرد، ضوابطى دقيق براى فرماندهى لشكر و تقويت آن قرار مي داد و بين اصول سياسى و نظامى ارتباط برقرار مي ساخت و اطاعت از فرماندهان را رمزى براى انضباط، انقياد و فرمانبردارى مي دانست.
او برنامه ريزى جدّى، سازماندهى نمونه و فرماندهى برتر را بنياد گذاشت، و فرماندهى لشكر را بر اساس شايستگى و شناخت برگزيد.
لشكر را به طور يكسان در فرماندهى خود جمع كرد، و از آنچه كه در وسع و توانايى رزمندگان بود بيشتر به آنان مي بخشيد.
 


موضوع:مناسبت ها
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385
سرعت گیری به نام توبه

به نام خدا

 

پايم را روي پدال گاز فشار دادم و ماشين با سرعت بيشتري در حركت شد از پنجره ماشين افراد پياده رو و گاه نشسته در كناري را مي ديدم در مسير با سرعت گير هايي مواجه مي شدم كه مجبور بودم از سرعت خود بكاهم و اين مرا عصبي مي كرد به هر حال ديگر تصميم گرفتم ترمز نگيرم در فكر كارهايم فرو رفتمدر حالي كه تنها در ماشين نشسته بودم و دلخوش به صداي راديو آخ سرعت گير ها بود كه يكي يكي رد مي كردم اونم با سرعت مي خواستم موج راديو را عوض كنم ناگهان با پيچ تندي مواجه شدم و با آن سرعت ماشين از كنترل من خارج شد و ديگر هيچ نفهميدم و حال نشسته و فلج هستم و مي نويسم كه با سرعت رانندگي نكنيد!

 

در زندگي گاه با انسانهايي مواجه هستيم كه نام اسلام را يدك مي كشند و از آن هيچ نمي دانند و شايد مي خواهند ندانند، تا راحت برانند.

در زندگي مي بيني كه افراد به گونه هايي مختلف مسير ايسلام را طي مي كنند يكي با وسيله اي ،سريع و يكي پياده و گاه يكي نشسته

ما كه در مسير اسلام  بي وسيله  نيستيم بايد به سرعت گير ها هم احترام بگذاريم و توجه كنيم كه هشداري است براي ما نه آزاربراي اينكه سالم بماني و سالم بزاري افراد را و خودت را

در زندگي بايد هم صحبت داشت كسي كه نصيحتت كند و هواي تورا داشته باشد در غفلت ها و نگر اني ها

اگر تنهايي برو شريكي بگير و اگر تا به حال همسر داشتي و غافل بودي، ماشين زندگي خود را متوقف كن وآبي به صورت بزن و دوباره نگاهش كن بعدا حركت كن نگاهها را بشوريد اي برادران و دوباره نگاه كنيد

نگاهها را بايد شست جور ديگر بايد ديد

اگر بخواهي با سرعت در زندگي پيش بري با مانع مرگ مواجه خواهي شد كه عمل بعدش هيچ فايده اي ندارد جز حسرت

خيلي از مواقع بايد بشينيم و كمي به گذشته خود فكر كنيم گاه بايد ترمز بگيريم و گاه سرعت

خيلي از مواقع هست كه در زندگي بايد به عابر پياده هم احترام گذاشت.

 

 

یا مقلب القلوب و الابصار


موضوع:کجا می رویم؟
2  توسط سین.میم 

نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385
..||ملاقات پيرمرد قفل ساز||..

به نام خدا

«هر كس بخواهد توفيق ملاقات آن امام عزيز نصيبش شود بايد تهذيب نفس كند و رذائل اخلاقي را از خود، دور كند تا خود حضرت به ديدنش بيايند مثل ملاقات پيرمرد قفل ساز، كتاب سرمايه ي سخن جلد 1 نقل مي كند: يكي از دانشمندان آرزوي زيارت حضرت بقية الله (ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء) را داشت و از عدم موفقيت رنج مي برد، مدّتها رياضت كشيد و در نجف اشرف ميان طلّاب حوزه علميه معروف است هر كس چهارشنبه مرتباً و پي در پي به مسجد سهله برود و عبادت كند خدمت حضرت ولي عصر (عج الله تعالي فرجه شريف) مي رسد. ايشان مدّتها كوشش كرد ولي به مقصود نرسيد، سپس به علوم غريبه و اسرار حروف و اعدادمتوسّل شد، چلّه ها نشست، رياضتها كشيد ولي نتيجه نگرفت، در اين مدت بخاطر بيدار خوابيهاي فراوان و مناجات سحرگاهان صفاي باطني پيدا كرد، گاهي نوري در دلش پيدا ميشد و حال خوشي به او دست ميداد، حقايقي ميديد و دقائقي مي شنيد. در يكي از اين حالات معنوي به او گفته شد: ديدن امام زمان( عليه السّلام)براي تو ممكن نيست مگر آنكه به فلان شهر سفر كني، هر چند اين مسافرت مشكل بود ولي در راه رسيدن به مقصود آسان مي نمود. روان شد، بعد از چند روز به آن شهر رسيد، در آنجا نيز به رياضت مشغول شد و چلّه گرفت، روز سي هفتم يا سي و هشتم به او گفتند: الان حضرت بقيّة الله امام زمان عج الله تعالي فرجه شريف در بازار آهنگران ، درب دكان پيرمردي قفل ساز نشسته اند، هم اكنون برخيز شرفياب شو. با اشتياق از جا بلند شده روانه ي دكان پير مرد شد، وقتي رسيد ديد حضرت ولي عصر عج الله فرجه شريف آنجا نشسته اند و با پيرمرد گرم گرفته و سخنان محبّت آميز ميگويند، همين كه سلام كرد، حضرت پاسخ فرمود و اشاره به سكوت كردند. در اين حال ديد پيره زني ناتوان و قد خميده عصازنان آمده و با دست لرزان قفلي را نشان داد و گفت: ممكن است براي رضاي خدا اين قفل را به مبلغ سه شاهي بخريد كه من به سه شاهي پول نياز دارم، پيرمرد قفل را گرفت و نگاه كرد ديد بي عيب و سالم است، گفت: خواهرم اين قفل دو عباسي (هشت شاهي)ارزش دارد، زيرا پول كليد آن بيش از ده دينار نيست، شما اگر ده دينار (دو شاهي)بمن بدهيد، من كليد اين قفل را مي سازم و ده شاهي قيمت آن خواهد بود. پير زن گفت: نه به آن نيازي ندارم، شما اين قفل را سه شاهي از من بخريد، شما را دعا ميكنم. پيرمرد با كمال سادگي گفت: خواهرم تو مسلماني، من هم كه مسلمانم دعا ميكنم چرا مال مسلمان را ارزان بخرم و حقّ كسي را ضايع كنم، اين قفل اكنون هشت شاهي ارزش دارد، كم اگر بخواهم منفعت ببرم، به هفت شاهي ميخرم زيرا در معامله ي دو عبّاسي بيش از يك شاهي منفعت بردن بي انصافي است، اگر ميخواهي بفروشي من هفت شاهي ميخرم و باز تكرار ميكنم قيمت واقعي آن دو عبّاسي است، چون من كاسب هستم و بايد نفعي ببرم، يك شاهي ارزانتر ميخرم. شايد پير زن باور نميكرد كه اين مرد درست ميگويد، ناراحت شده بودكه من خودم ميگويم هيچ كس به اين مبلغ راضي نشده، و من التماس كردم كه سه شاهي خريداري كنند، زيرا مقصود من با ده دينار(دو شاهي)انجام نمي گيرد و سه شاهي پول مورد احتياج من است. پيرمرد هفت شاهي پول به آن زن داد، قفل را خريد، همين كه پير زن رفت، امام (عليه السّلام)به من فرمود: آقاي عزيز ديدي و اين منظره را تماشا كردي، اين طور شويد و اين جوري شويد تا ما به سراغ شما بيائيم، چلّه نشيني لازم نيست، به جفر متوسّل شدن سودي ندارد، عمل سالم داشته باشيد و مسلمان باشيد تا من بتوانم با شما همكاري كنم، از همه ي اين شهر من اين پيرمرد را انتخاب كردم، زيرا اين مرد دين دارد و خدا را مي شناسد، اين هم امتحاني كه داد از اوّل بازار اين پيرزن عرض حاجت كرد و چون او را محتاج و نيازمند ديدند همه در مقام آن بودند كه ارزان بخرند و هيچ كس حتّي سه شاهي نيز خريداري نكرد و اين پير مرد به هفت شاهي خريد، هفته اي بر او نمي گذرد مگر آنكه من به سراغ او مي آيم و از او دلجوئي و احوالپرسي مي كنم.

 

السلام عليك يا ابا صالح المهدي ادركني


موضوع:کجا می رویم؟
2  توسط سین.میم