پروردگار قلم
قلم بر صفحه كاغذ مي چرخد بنگر كه چه مي گويد
يا رب جوهر از تو مي گيرم
با دست تقدير تو مي چرخم
پروردگارا بر من و كار من نظار كن
اگر خواستي شكستي وگر خواستي گذشتي
پروردگارا
جمال از آن توست و از كار تو
اگر خواهي اثر را تو كني محبوب
همين بس باشدم لكن گريزي نيست از محجوب
مولاي من![]()
جوهر بده!
كه آنچه خواهي كند
جوهر بده!
كه محبت تو را كند
پروردگارا
اين منم
هيچ
نوكرم
كرم نما تا جوهر من پاياني نباشد
مي شود قلم مفلسي چون من
پيش تو ارزشمند باشد.!؟
قلم سياه
مفلس./