+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 13:17  توسط سین.میم
|
سوال: امام اگر پيشواى مردم است بايد ظاهر باشد
.
بروجودامام ناپيدا چه فايده اى مترتب است؟ امامى كه صدها سال غائب بماند، نه دين را ترويج كن، نه مشكلات جامعه را حل كند، نه پاسخ مخالفين را بدهد، نه امر به معروف و نهى از منكر كند نه از مظلومين حمايت كند، نه حدود و احكام الهى را جارى سازد و نه مسائل حلال و حرام مردم را روشن سازد، وجود چنين امامى چه سودى دارد؟!
جواب: مردم در زمان غيبت ، آنهم به واسطهء اعمال خودشان از فوائدى كه شمرديد محرومند ليكن فوائد وجود امام منحصر به اينها نيست بلكه فوائد ديگرى نيز وجود دارد كه در زمان غيبت نيز مرتب است از جمله، دو فائده ذيل را مى توان شمرد:
اول: برطبق سخنان گذشته و براهينى كه دركتب دانشمندان اقامه شده است و احاديثى كه در موضوع امامت وارد شده، وجود مقدس امام، غايت نوع وفرد كامل انسانيت و رابطهء ميان عالم مادى و عالم ربوبى است.
اگر امام روى زمين نباشد نوع انسان منقرض خواهد شد.
اگر امام نباشد خدا به حد كامل شناخته و عبادت نمى شود.
اگر امام نباشد رابطهء بين عالم مادى و دستگاه آفرينش منقطع مى گردد.
قلب مقدس امام به منزلهء ترانسفورموتوريست كه برق كارخانه را به هزاران لامپ مى رساند.
اشراقات و افاضات عوالم غيبي، اولا برآينه پاك قلب امام و به وسيله او بردلهاى ساير افراد نازل مى گردد.
امام قلب عالم وجود و رهبر و مربى نوع انسان است و معلوم است كه حضور و غيبت او، در ترتب اين آثار
تفاوتى ندارد.
آيا بازهم مى شود گفت: امام ناپيدا را چه نفعى است؟! گمان مى كنم شما اين اشكال را از زبان كسانى مى گوئيد كه به حقيقت معناى ولايت و امامت پى نبرده و امام را جز يك مسئله گو و جارى كنندهء حدود نمى داند ، در صورتى كه مقام امامت و ولايت از اين مقامات ظاهرى بسيار شامختر است.
امام سجاد(ع) فرمود: ما پيشواى مسلمين و حجت بر اهل عالم و سادات مؤمنين و رهبر نيكان و صاحب اختيار مسلمين هستيم.
ما امان اهل زمين هستيم چنانكه ستارگان امان اهل آسمانند.
به واسطهء ماست كه آسمان بر زمين فرود نمى آيد مگر وقتى كه خدا بخواهد.
به واسطهء ما باران رحمت حق نازل و بركات زمين خارج مى شود.
اگر ما روى زمين نبوديم اهلش را فرو مى برد وآنگاه فرمود: از روزى كه خدا آدم را آفريده تا حال هيچگاه زمين از حجتى خالى نبوده است ولى آن حجت، گاهى ظاهر و مشهور و گاهى غائب و مستور بوده است، تا قيامت نيز از حجت خالى نخواهد شدو اگر امام نباشد خدا پرستش نمى شود.
سليمان مى گويد عرض كردم: مردم چگونه از وجود امام غائب، منتفع مى شوند فرمود: همانطور كه از خورشيد پشت ابر انتفاع مى برند.
.عن جعفر الصادق عن ابيه عن جده على بن الحسين عليه السلام قال: نحن ائمة المسلمين و حجج الله على العالمين و سادات المؤمنين و قادة الغرالمحجلين و موالى المسلمين و نحن امان لاهل الارض كما ان النجوم امان لاهل السماء و بنايمسك السماء ان تقع على الارض الا باذنه و بنا ينزل الغيث و تنشر الرحمة و تخرج بركات الارض و لولا ما على الارض منالساخت باهلها.
ثم قال: ولم تخل منذ خلق الله آدم من حجة الله فيها، اما ظاهر مشهور او غائب مستور، و لا تخلوالارض الى ان تقوم الساعة من حجة ولولاذلك لم يعبدالله.
قال سليمان: فقلت لجعفرالصادق عليه السلام كيف ينتفع الناس بالحجة الغائب المستور؟ قال: كما ينتفعون بالشمس اذا سترها سحاب.
ينابيع المودة ج 2 ص 2.
17. در اين حديث و چندين حديث ديگر، وجود مقدس صاحب الامر و انتفاع مردم از وي، تشبيه شده به خورشيد پشت ابر و انتفاع مردم از آن.
وجه تشبيه از اين قرار است: در علوم طبيعى و فلكيات ثابت شده است كه خورشيد مركز منظومهء شمسى است، جاذبه اش حافظ زمين وآن را از سقوط نگه مى دارد.
زمين را بدور خود چرخانده شب وروز و فصول مختلف را ايجاد مى كند.
حرارتش سبب حيات و زندگى حيوانات و گياهان و انسانيت و نورش روشنى بخش زمين مى باشد
در ترتب اين آثار بين اينكه ظاهر باشد يا پشت ابر، تفاوتى وجود ندارد.
يعنى جاذبه و نور و حرارتش در هر دو حال موجود است، گرچه كم و بيش دارد.
هنگامى كه خورشيد در پس ابرهاى تيره پنهان است يا شبانگاه،جهال گمان دارند كه موجودات از نور و حرارت خورشيد بى بهره اند، در صورتى كه سخت در اشتباهند، زيرا اگر دقيقه اى نور و حرارتش به جانداران نرسد يخ زده هلاك مى گردندو به بركت تأثيرات همان خورشيداست كه ابرهاى تيره پراكنده مى شوند و چهره حقيقى آن نمايان مى گردد.
وجود مقدس امام هم خورشيد و قلب عالم انسانيت و مربى و هادى تكوينى اوست و در ترتب اين آثار، بين حضور وغيبت آنجناب تفاوتى نيست.
اما راجع به فوائد ديگرى كه ذكر نموديد، گواينكه عامهء مردم در زمان غيبت ،از آنها محرومند ليكن از جانب خداوندمتعال و وجود مقدس امام، منع فيضى وجود ندارد بلكه تقصير و كوتاهى از ناحيهء خود افراد انسان است.
اگر موانع ظهور را برطرف مى ساختند و اسباب و مقدمات حكومت توحيد و دادگسترى را فراهم مى نمودند و افكار عموم جهانيان را آماده و مساعد مى كردند،امام زمان ظاهر مى شد و جامعهء انسانيت را از فوائد بى شمارى بهره مند مى گردانيد.
ممكن است بگوييد: درصورتى كه شرائط عمومى مساعد ظهور امام زمان نيست پس كوشش نمودن در اين راه سخت و پرخطرچه سودى براى ما دارد؟! اما بايد بدانيد كه همت مسلمين نبايد محدود به جلب منافع شخصى باشد، بلكه وظيفهء هر فرد مسلمان است كه در راه اصلاح امور اجتماعى جميع مسلمين و حتى عموم جهانيان كوشش كند.
جديت در راه رفاه عمومى و مبارزهء با بيدادگرى از بزرگترين عبادات به شمار مى رود.
بازهم ممكن است بگوييد: كوشش كردن يكنفر يا چند نفر معدود به جايى
نمى رسد و اصولاً من چه گناهى دارم كه از فيض ديدار امام محروم شده ام؟!
در جواب مى گويم: ما اگر در راه رشد افكار عمومى وآشنانمودن جهانيان با حقائق اسلام و نزديك شدن به هدف مقدس امام زمان كوشش كنيم وظيفهء خودمان را انجام داده ايم و در مقابل، به ثواب بزرگى نائل مى شويم و جامعه انسانيت را گرچه يك قدم باشد، بسوى هدف نزديك نموده ايم كه ارزش اينكار بر دانشمندان پوشيده نيست.
لذا در روايات زياد وارد شده كه انتظار فرج يكى از بزرگترين عبادات است.
. بحارالانوار ج 52 ص 1.
22-150. فائده دوم: ايمان به مهدى غائب و انتظار فرج وظهور امام زمان مايهء اميدوارى و آرامش بخش دلهاى مسلمين است واين اميدوارى يكى از بزرگترين اسباب موفقيت و پيشرفت در هدف مى باشد.
هر گروهى كه روح يأس و نا اميدى خانهء دلشان را تاريك نموده باشد وچراغ اميد و آرزو در آن نتابد،هرگز روى موفقيت را نخواهند ديد.
آرى اوضاع آشفته و اسف بار جهان وسيل بنيان كن ماديت و كسادى بازار علوم ومعارف و محروميت روز افزون طبقهء ضعيف و توسعهء فنون استعمار و جنگهاى سرد وگرم و مسابقهء تسليحاتى شرق و غرب، روشنفكران و خيرخواهان بشر را مضطرب كرده است به طوريكه ممكن است گاهى در اصل قابليت اصلاح بشر ترديد نمايند.
تنها روزنهء اميدى كه براى بشر مفتوح است و يگانه برق اميدى كه در اين جهان تاريك جستن مى كند همان انتظار فرج و رسيدن عصر درخشان حكومت توحيد و نفوذ قوانين الهى است.
انتظار فرج است كه قلبهاى مأيوس و لرزان را آرامش بخشيده مرهم دلهاى زخمدار طبقهء محروم مى گردد.
نويدهاى مسرت بخش حكومت توحيد است كه عقائد مؤمنين را نگهدارى نموده در دين پايدارشان مى كند.
ايمان به غلبهء حق است كه خيرخواهان بشر را به فعاليت و كوشش وادار نموده است.
استمداد از آن نيروى غيبى است كه انسانيت را از سقوط در وادى هولناك يأس و نااميدى نجات مى دهد و در شاهراه روشن اميد و آرزو وارد مى كند.
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 12:49  توسط سین.میم
|