تبليغاتX


حاج آقا یا حق
<script>window.location="http://www.yahaq.org" </script>
ديده بگشا اي به شهدِ مرگِ نوشينت رضا ديده بگشا بر عدم اي مستيِ هستي فزا ديده بگشا اي پس ازسوء القضا حسن القضا ديده بگشا ازكرم ، رنجورِ دردستان ، علي بحر ِمرواريدِ غم ، گنجورِ مردستان ، علي ديده بگشا رنجِ انسان بين و سيلِ اشك وآه كبرِ پُستان بين و جامِ جهل و فرجامِ گناه تير و تركش ، خون وآتش ، خشمِ سركش ، بيمِ چاه ديده بگشا بر سِتم ، دراين فريبستان ، علي شمعِ شبهاي دژم ، ماهِ غريبستان ، علي ديده بگشا نقشِ انسان ماند باجامي تهي سوخت لاله ، مرد لِِِِِِيلي ، خشك شد سروِ سهي زآگهي مان جهل ماند و جهل ماند از آگهي ديده بگشا اي صنم اي ساقيِ مستان ، علي تيره شد از بيش و كم ، آيينة هستان ، علي
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 19:55  توسط سین.میم  | 

بسمه تعالی

سلام

ببخشید اگه نمیتونم سر موقع به سرو روی وبلاگ برسم
چون مدیریت یکی از سایت ها را به عهده گرفتم وقت نمی کنم

 این روزها خیلی حرف ها برای زدن دارم

می آیم
یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 22:22  توسط سین.میم  |