تبليغاتX


حاج آقا یا حق
<script>window.location="http://www.yahaq.org" </script>

به نام خدا

شب آخر زندگي امام بود. تاريكي بر همه جا حكمفرما بود. از آسمان تيره و ابري، نم نم باران ميباريد. امام از ساعت يك و نيم بعدازظهر، روي تخت بيمارستان بيهوش شده بود. صورت بيخون امام، نشانه ي ضعف او بود. پزشكان با نااميدي به صورت لاغر و استخواني امام نگاه ميكردند و در دل ميگفتند:« اي كاش خدا، سلامت را به امام بازميگرداند!» هنگام مغرب، با شنيدن صداي اذان، يكي از نزديكان امام آهي از سينه برآورد و سكوت را شكست. - آقا! وقت نماز است. امام كه ساعتها به هيچ صدايي عكس العمل نشان نداده بود، وقتي اين حرف را شنيد، ابروهايش را به آرامي تكان داد. امام با حركت ابروها، آخرين نماز مغرب و عشاي خود را خواند. قطره هاي اشك در چشمها و روي گونه هاي پزشكان درخشيد.

 

يا حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 15:5  توسط سین.میم  | 

به نام خدا

 

ساعتي پس از ظهر روز چهارشنبه بيست و هفتم مهرماه 1367 خودرو سفيد رنگ تويوتا، درون محدوده اصلي امنيتي بخش اشغالي جنوب لبنان، به سمت مرز فلسطين در منتها اليه بخش « كفركلا» در حال حركت بود. رانندگي اين خودرو را « سيد عبدالله عطوي» جوان بيست ساله اي از جبل عامل به عهده داشت كه صهيونيستها او را به واسطه رده بالاي نظامي امنيتي پدرش در بين نيروهاي دست نشانده اسرائيل در جنوب لبنان مي شناختند. پدر سيد عبدالله از معاونين با سابقه نظامي شورشي « آنتوان لحد» سركرده ماروني مزدوران اسرائيلي بود و همين امر موجب مي شد تا اسرائيليها با گشاده رويي به سيد عبدالله اجازه تردّد در بخش اشغالي داده از توقّف و يا احياناً بازرسي خودرو وي خودداري كنند. هنگامي كه سيد عبدالله روي جاده « تلالنحاس- عدسيه» به نزديكي پست ايست و بازرسي صهيونيستها معروف به « بوابه فاطمه» [معبر عبور و مرور مرزي لبنان و فلسطين] مي رسد در كنار جاده توقّف مي كند. حوالي ساعت يك و ربع بعدازظهر است. دو كاروان نظامي صهيونيستها در پشت موانع « بوابه فاطمه» قرار دارند. يكي در حال حركت به سمت شمال فلسطين و ديگري در جهت عكس اولي از فلسطين به سمت جنوب لبنان. ناگهان صداي مهيب برخورد تويوتاي سيد عبدالله با موانع فلزي « بوابه فاطمه» همه را بر جاي خود ميخكوب ميكند. درست در نقطه تلاقي دو كاروان نظامي اسرائيل واقع در آن سوي بوابه فاطمه- عمق هفتصد متري درون خاك فلسطين اشغالي- سيد عبدالله چاشني انفجار بيش از پانصد كيلوگرم مواد منفجره موجود در تويوتا را فعّال ميكند و بدين سان با به هلاكت رساندن و يا مجروح ساختن بيش از چهل و پنج نظامي صهيونيست و انهدام كامل دو كاروان نظامي- امنيّتي خون خود را به عنوان هديه اي گرانبها و جاويدان از طرف حزب الله لبنان به پاي نهال مبارك انتفاضه فلسطين جاري مي سازد. ساعاتي قبل از اين حماسه بزرگ، شهيد سيد عبدالله در برابر دوربين ويدئويي هم رزمانش وصاياي خود را بيان ميكند. در اين نوار شهيد سيد عبدالله در كنار تصوير بزرگي از حضرت امام خميني ( قدس سره) بر روي زمين نشسته و با تبسّمي زيبا كلام خود را اين گونه آغاز مي كند:« من بنده محتاج خدا « سيد عبدالله عطوي» هستم و عمليات شهادت طلبانه خود را در ايّام ولادت رسول گرانقدر اسلام (ص) و به بزرگداشت هفته وحدت اسلام انجام مي دهم و انشاءالله در زمره شهدا قرار گيرم.» شهيد جبل عامل چنين ادامه مي دهد:« اين عمليات را به انتفاضه اسلامي در فلسطين هديه مي كنم و به آن مجاهدان قهرمان كه عزّت و كرامت را براي مسلمانان فلسطين و براي همه مستضعفان عالم آفريدند تبريك مي گويم.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 11:0  توسط سین.میم  | 

مطالب قدیمی‌تر