به نام خدا پايم را روي پدال گاز فشار دادم و ماشين با سرعت بيشتري در حركت شد از پنجره ماشين افراد پياده رو و گاه نشسته در كناري را مي ديدم در مسير با سرعت گير هايي مواجه مي شدم كه مجبور بودم از سرعت خود بكاهم و اين مرا عصبي مي كرد به هر حال ديگر تصميم گرفتم ترمز نگيرم در فكر كارهايم فرو رفتمدر حالي كه تنها در ماشين نشسته بودم و دلخوش به صداي راديو آخ سرعت گير ها بود كه يكي يكي رد مي كردم اونم با سرعت مي خواستم موج راديو را عوض كنم ناگهان با پيچ تندي مواجه شدم و با آن سرعت ماشين از كنترل من خارج شد و ديگر هيچ نفهميدم و حال نشسته و فلج هستم و مي نويسم كه با سرعت رانندگي نكنيد! در زندگي گاه با انسانهايي مواجه هستيم كه نام اسلام را يدك مي كشند و از آن هيچ نمي دانند و شايد مي خواهند ندانند، تا راحت برانند. در زندگي مي بيني كه افراد به گونه هايي مختلف مسير ايسلام را طي مي كنند يكي با وسيله اي ،سريع و يكي پياده و گاه يكي نشسته ما كه در مسير اسلام بي وسيله نيستيم بايد به سرعت گير ها هم احترام بگذاريم و توجه كنيم كه هشداري است براي ما نه آزاربراي اينكه سالم بماني و سالم بزاري افراد را و خودت را در زندگي بايد هم صحبت داشت كسي كه نصيحتت كند و هواي تورا داشته باشد در غفلت ها و نگر اني ها اگر تنهايي برو شريكي بگير و اگر تا به حال همسر داشتي و غافل بودي، ماشين زندگي خود را متوقف كن وآبي به صورت بزن و دوباره نگاهش كن بعدا حركت كن نگاهها را بشوريد اي برادران و دوباره نگاه كنيد نگاهها را بايد شست جور ديگر بايد ديد اگر بخواهي با سرعت در زندگي پيش بري با مانع مرگ مواجه خواهي شد كه عمل بعدش هيچ فايده اي ندارد جز حسرت خيلي از مواقع بايد بشينيم و كمي به گذشته خود فكر كنيم گاه بايد ترمز بگيريم و گاه سرعت خيلي از مواقع هست كه در زندگي بايد به عابر پياده هم احترام گذاشت.
یا مقلب القلوب و الابصار