تبليغاتX


حاج آقا یا حق - سراب در بيابان
<script>window.location="http://www.yahaq.org" </script>
 

 | سراب در بيابان


در بياباني داغ و بي نهايت اسير سرابها شده ام
سرابي که نه من را به هدف خواهد رساند و نه غير مرا رسانده است
رهايم در اين کوير در اين شوره زار در اين شنها و ماسه ها
شنهايي که باد، آنها را به هر سو مي برد
گوشهايم صداي زوزه باد را در چرخش ميان زمين و هوا مي شنوند
و ديگر هيچ نمي شنوم هيچ
تشنگي مرا هلاک کرده است تشنگي
و ترس از مرگ در اين کوير، تنها و سرگردان، خسته و بي هدف مرا به تلاش براي فرار از آن وادار مي کند
به اين سو و آن سو
و به دنبال سايه بان حتي يک سايه بان
اما ديگر به چشمهايم هم اعتماد نمي کنم
و اين ظلمات است تاريکي، تنهايي و خسته گي
خسته از زحمت براي هيچ و پوچ
به دنبال خود مي گردم و هيچ نمي يابم
و تنها به يک چيز مي انديشم


الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور
(خدا ياری رسان مومنين است و آنان را از گمراهی ها نجات می دهد)


و من ايمان دارم
ايمان به يک ياري رسان و مي دانم که خواهد آمد
اميدم به اوست به يک تکيه گاه امن و نوايي دل بر

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 4:52  توسط سین.میم  |